تبليغاتX
honesty
علمی، متنوع، نفت، گفت و گو
فيلمي که به بررسي زندگي کارکنان سکوهاي نفتي مي پردازد «ماه از روي سکو» زيباتر است !
Image and video hosting by TinyPic
مراحل فيلمبرداري فيلم سينمايي «ماه از روي سکو» در شهرهاي تهران، اصفهان و سکوي نفتي ابوذر در منطقه خليج فارس به پايان رسيده، در مرحله تدوين و صداگذاري قرار دارد و به گفته تهيه كننده انتظار مي رود تا شهريور امسال از شبكه سه سيما پخش شود.
به گزارش روابط عمومي شرکت نفت فلات قاره ايران، داستان اين فيلم بر پايه واکاوي مسائل و مشکلات کارکنان سختکوش مناطق و سکوهاي نفتي است و در طي آن شخصيت هاي اصلي فيلم در حين انجام کار با پيچيدگي هاي گوناگون عاطفي و خانوادگي مواجه مي شوند. شرکت نفت فلات قاره ايران به عنوان تامين کننده مالي اين فيلم مي باشد و احمدرضا داوري و آرش معيريان تهيه کننده و کارگردان آن مي باشند. همچنين بازيگراني چون محمد صادقي، محمد کاسبي، سيروس گرجستاني، کوروش تهامي، سپند اميرسليماني، مهدي اميني خواه و ... در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند.
آرش معيريان، كارگردان فيلم در اين باره گفت: پس از خواندن طرح اوليه فيلمنامه احساس كردم قابليت كار دارد. توافق هاي اوليه حاصل شد و پس از برگزاري جلسات مختلف با نفتي ها پروژه آغاز شد. وي ادامه داد: از اينكه قرار است فيلمي بسازم كه مسائل كاري سكونشينان را نشان مي دهد خيلي راضي هستم. فكر مي كنم وظيفه هر فيلمسازي است كه در كنار فيلم هاي سينما و گيشه در حد توان هم براي نمايش مشقات و سختي هاي آدم ها در هر زمينه اي تلاش كند. وي ادامه داد: من به شخصه عادت كرده ام كه در بدترين شرايط با كمترين امكانات چيزي كه ايده آلم هست را اجرا كنم. بخشي از اين به توان شخصي برمي گردد و بخشي هم مربوط به همياري نيروها است. واقعيت اينست كه تمام نيروهاي ما و نفتي ها خيلي همكاري كردند. البته ما هم در حد توانمان سعي كرديم ولي شرايط كار در فضايي غير از سكو راحت تر است. وي با بيان اينکه يكي از دلايلي كه باعث شد اين كار را قبول كند اين بود كه با هر تجربه اي شناخت، بينش و جهان بيني انسان تغيير مي كند گفت: ما هم بايد متوجه باشيم كه دنيا هماني نيست كه ما مي بينيم. وقتي زحمات شبانه روزي نيروهاي متخصص و زبده را مي بينم احساس مي كنم به جاي اينكه نفت براي ما باشد ما مال نفت هستيم. آرش معيريان، كارگردان فيلم ماه از روي سكو درباره شرايط كار فيلمبرداري بر روي سكو مي گويد: كارخانه سكو 24 ساعت با صداي وحشتناكي كار مي كند. طوري كه صدا به صدا نمي رسد و اين براي ما كه كارمان مبتني بر ديالوگ است خيلي سخت مي شود. شرايط جوي هم قابل كنترل نيست. گرماي هوا به شدت روي مانيتور تاثير مي گذارد و همين ريتم و روند كار را كند مي كند. در شرايط استاندارد مي توان خيلي سريعتر كارها را انجام داد. اما به اين شكل فشار مضاعفي به بچه ها وارد مي شود چون ما تعهد داده ايم كه كار را در زمان مشخصي به پايان برسانيم. بايد كاري كنيم كه راندمان كارمان كم نشود. مثل خود نفتي ها كه در بدترين شرايط كار مي كنند تا افت توليد ايجاد نشود.
سيروس گرجستاني يکي از بازيگران اين فيلم نيز گفت: اينجا براي من و ساير بازيگران تازگي داشت. اينكه انسان 15 روز وسط آب و دور از خشكي زندگي كند تجربه جالبي است. از اين جهت كه تلاش و عشق آنهايي را كه در سكوهاي نفتي كار مي كنند را مي بينيم و به نمايش خواهيم گذاشت تا مردم ببينند كه عده اي در اين سرزمين شب و روز تلاش مي كنند تا سيستم را براي استخراج نفت سالم نگه دارند. ما ديده ايم وقتي كه لوله ها نشتي پيدا مي كنند چطور اينها شبانه در اين اقيانوس تلاش مي كنند تا آنرا رديابي كنند. وقتي فكرش را مي كنم اينجور زندگي براي من سخت و توام با وحشت است. از طرفي همنشيني با اين آدم ها نشان مي دهد كه چقدر مخمل گونه اند و چه روحيه لطيفي دارند. وي افزود: من در اين سناريو نقش رئيس توربين را دارم كه داستان او را تقريبا همه كاركنان اينجا دارند. كسي كه روي سكو كار مي كند براي مسووليت و عشقش به كار مجبور است خيلي لحظات را از دست بدهد. مثلا در نقشي كه من دارم دخترم قرار است ازدواج كند. اتفاقي كه براي هر پدري ممكن است يكبار در زندگي رخ بدهد. اما من مجبورم به دليل مشكلي كه پيش آمده روي سكو بمانم. واقعيت اينست كه اين مردان ابتدا با سكو ازدواج كرده اند.
محمد صادقي بازيگر با تجربه سينما و تلويزيون که در اين فيلم نقش مسوول سکو را بازي مي کند نيز گفت: در اين فيلم من نقش مسوول سكو را دارم. فردي به نام سليم كه از حس مسووليت بسيار بالايي برخوردار است. او در قبال شغلش بسيار مسوول است و از آسيب هاي بالقوه اي كه مي تواند متوجه شغلش شود خبر دارد. وي ادامه داد: قبل از اين كار اصلا با سكو نشينان آشنايي نداشتم. البته در فيلم هاي غربي پرداخت هاي غيرواقع بينانه اي از زندگي روي سكوهاي نفتي ديده بودم اما زندگي روي سكو و بازي در اين فيلم برايم تازگي داشت. به نظر مي رسد اينجا همه عضو يك خانواده بزرگ هستند.گاهي بدون گفت و گو با هم مراوده دارند و اكثرا شغلشان را دوست دارند. محمد صادقي هرگز حاضر نيست در انتخاب شغل از اهالي سكو شود: من هرگز استعداد كارهاي فني را نداشته ام با اينكه پدرم هميشه آرزو داشت كه من در اين رشته كار كنم. اين كار توانمندي و استعداد ذاتي خاصي را مي طلبد. كار هركسي نيست كه با اين برنامه منضبط مدت زيادي اينطور كار كند. بازيگر نقش مامون در سريال امام رضا(ع) مي گويد: نفت اصلي ترين منبع درآمد كشور است كه بايد بيشتر به آن پرداخته شود. بايد مستندها و فيلم هاي سينمايي بيشتري ساخته شود تا مردم پيچيدگي هاي اين شغل را بدانند. فيلم «ماه از روي سكو» در واقع يكي از همان قدم هاست كه به شكلي واقع بينانه به گوشه هايي از مشكلات سكو نشينان مي پردازد.
كوروش تهامي نقش مهندس نويد گوهري، سرپرست تيم غواص ها را بازي مي كند. يك نشتي در لوله هاي انتقال نفت صورت مي گيرد. با گروه غواص ها تماس مي گيرند كه بيايند و اين نشتي را ترميم كنند. گروه غواصي بعد از بررسي پي مي برند كه نشتي ها دوتاست. در يك عمليات ترميم، سرپرست تيم دچار سانحه مي شود و عمليات نيمه كاره مي ماند و... . وي در اين رابطه مي گويد: اين نخستين تجربه من براي كارهايي از اين دست بود. زندگي كردن در اين شرايط راحت نيست اما بازيگر بايد تحمل موقعيت هاي خاص را داشته باشد. وي در مورد ميزان آشنايي خود با کار بر روي سکو مي گويد: پيش از اين خبرهايي در تلويزيون يا روزنامه ديده بودم. هيچ وقت نمي دانستم اينقدر شرايط كاري سخت است. کارکنان سکوها بسيار زحمتکش هستند. من از طرف همه مردم ايران از آنها تشكر مي كنم و دست شان را مي فشارم. وي ادامه داد: اين حرفه جزو آنهايي نبود كه به آن فكر كرده باشم. هميشه با كارمندان اقماري برخوردهايي گذرا داشته ام. اما واقعيت اينست كه شرايط بسيار سختي دارند. هرچند بچه هاي سكو وقتي كار ما را مي بينند به ما مي گويند كه خدا به شما صبر بدهد. اما باز هم مي گويم كه كار در دريا از خود گذشتگي مي خواهد. نمي توانم بگويم اين چندمين كار سخت جهان است اما مي دانم كه هركسي از عهده انجام آن برنمي آيد. تهامي افزود: همه ما ايراني ها ياد گرفته ايم يك جورهايي با صرفه جويي از اين ثروت ملي استفاده كنيم. نفت از استخراج تا پالايش و تا وقتي كه به دست مردم برسد مراحل بسيار سختي را طي مي كند. اين شعاري است كه بگوييم مصرفم را كنترل مي كنم. اما مي دانم از اين به بعد هربار كه بخواهم بنزين بزنم ياد بچه هاي سكو مي افتم.
سپند اميرسليماني ديگر بازيگر اين فيلم كه نقش غواص دارد نيز گفت: فكرش را هم نمي كردم كه قرار است جايي كار كنم كه نه موبايلي آنتن بدهد و نه ارتباطي با خشكي داشته باشيم. هيچ تصوري هم از لباس غواصي و زندگي روي دريا نداشتم. فكر نمي كردم كه زندگي روي سكو اينهمه به خطر نزديك باشد. زندگي در ميان گاز و نفت كه هر لحظه ممكن است اتفاقي براي فرد رخ بدهد. او معتقد است كه هيچ كاري آسان نيست اما بعضي مشاغل سخت تر هستند. وي ادامه داد: در نقش هر شغلي كه بازي مي كنم به خودم مي گويم اين شغل چقدر سخت است اما هرگز در اين سالها با چنين شغلي آشنا نشده بودم كه در ميان خطر زندگي كني و مرگ از بغل گوشت رد شود. اميرسليماني افزود: من در خانواده اي اهل هنر به دنيا آمدم. همه دوستان مان هم از ميان هنرمندان بودند. طبيعي است كه من با اين شغل بيشتر مانوس شوم. اما شايد اگر پيش از اين با زندگي روي سكو آشنا مي شدم اين شغل را انتخاب مي كردم. وي افزود: ما ملت خوشبختي هستيم كه نفت داريم. اينكه ثروتي داشته باشي كه همه آنرا ندارند اما اين را نمي دانم كه چقدر نسبت به آن درست عمل كرده ايم و نمي دانم هم چقدر خوشبختيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 12:20  توسط رضا ربیعه   | 
اولین نقطه ای که از مرکز کائنات گریخت

و بر خلاف محورش به چرخش در آمد ، سر من بود!

من اولین قابله ای هستم که ناف شیری را بریده است !

اولین آواز را من خواندم ،

برای زنی که در هراس سکوتُ سنگُ سکسکه ،

تنها نارگیل شامم را قاپیدُ برد !

من اولین کسی هستم که از چشم زنی ترسیده است !

من ماگدالینم ! غول تماشا !

کاشف دلُ فندقُ سنگ آتش زنه !

سپهر را من نیلگون شناختم !

چرا که همرنگ هوس های نا محدودِ من بوده !

خدا ، کران بیکرانه شکوهِ پرستش من بود

و شیطان ، اسطوره تنهائی اندیشه های هولناک من !

اولین دستی که خوشه اولین انگور را چید دستِ من بود !

کفش ، ابتکار پرسه های من بود

و چتر ، ابداع بی سامانی هایم !

هندسه ! شطرنج سکوت من بود

و رنگ ، تعبیر دل تنگی هایم !

من اولین کسی هستم که ،

در دایره صدای پرنده یی بر سرگردانی خود خندیده است !

من اولین سیاه مستِ زمینم !

هر چرخی که می بینید ،

بر محور ِ شراره های شور عشق من می چرخد !


حسین پناهی
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 16:18  توسط رضا ربیعه   | 

تو را نگاه می کنم

که خفته ای کنار من

پس از تمام اضطراب

عذاب و انتظار من

تو را نگاه می کنم

که دیدنی ترین تویی

و از تو حرف می زنم

که گفتنی ترین تویی

من از تو حرف می زنم

شب عاشقانه می شود

تو را ادامه می دهم

همین ترانه می شود

کاش به شهر خوب تو

مرا همیشه راه بود

راه به تو رسیدنم

همین پل نگاه بود

مرا ببر به خواب خود

که خسته ام از همه کس

که خواب و بیداری من

هر دو شکنجه بود و بس

من از تو حرف می زنم

شب عاشقانه می شود

تو را ادامه می دهم

همین ترانه می شود...

اردلان سرافراز                                                                                                                                                                                         

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:28  توسط رضا ربیعه   | 
نوروز

نوروز جشني به درازي تاريخ تمدن بشري است. اين تاريخ نيست که نوروز را روايت مي کند بل نوروز است که تاريخ را در دامان خويش پرورده است. نوروز اين ايراني ترين جشن ايرانيان در پيش است آمده است تا غبار کهنگي و ماندگي به جاي مانده از سرما و زمستان را از چهره ها بزدايد و شکوفه لبخند را بر لبها و نهال اميد را در دل ها بارور سازد. انتظار نوروز بس خوشايندتراز خود اوست. آنگاه که همه در تکاپوي زدودن خاکسترهاي سال کهنه و د رانتظار دميدن سال نو روزهاي پاياني سال را به تلاش و کوششي فراينده مي گذرانند. متاسفانه حافظه تاريخ ، ملت ايران را که از اعماق زمان تاکنون نوروز را پاس داشته به جشن نشسته است در ضبط ، حفظ و نگهداري ريشه هاي اين جشن کهن ياري نداده است. از شواهد بسياري چنين بر مي آيد که نوروز و برگزاري آن متعلق به تاريخ پيش از تاريخ است و در نتيجه روايات و آغاز سال بود. نوروز ناميد و جشن گرفت. به جمشيد بر گوهر افشاندند مرآن روز را روز نوخواندند بزرگان به شادي بياراستند مي و جام و رامشگران خواستند چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار” افسانه ها و اسطوره ها همان تاريخ است که در طول قرن هاي متمادي در اذهان يک ملت با داستان ها، آرزوها و اميد هاي آنان در آميخته است.

نوروز جشني به درازي تاريخ تمدن بشري

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 10:50  توسط رضا ربیعه   | 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپيد

برگهای سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد

نغمه و بانگ پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک ميرسد اينک بهار

 

خوش بحال روزگار

خوش بحال چشمه ها و دشتها
 

خوش بحال دانه ها و سبزه ها

خوش بحال غنچه های نيمه باز


خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز

خوش بحال جان لبريز از شراب


خوش بحال آفتاب

ای دل من، گرچه در اين روزگار

جامهء رنگين نمی‌پوشی به كام

بادهء رنگين نمی‌نوشی ز جام

 

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت از آن می كه می‌بايد تهی است

 

ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب



ای دريغ از «ما» اگر کامی نگيريم از بهار

گر نکوبی شيشهء غم را به سنگ

 

هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ       

 

فریدون مشیری

 

سال نو مبارک........

 

 

ســـال نــــو بر همه شمـــا عــــزیزان مبــــــارک

 

ارادتمند شما رضا ربیعه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 22:42  توسط رضا ربیعه   |